سلام برا شروع دوباره
یکشنبه 17 آبان 1388 10:36 ب.ظ
سلام قبلا یه بار تو این سایت کار کردم ولی همه اطلاعات پرید حالا دوباره اومدم با یه شروع دوباره
و یه شعر
سردردی که می گیرد هرآن
تا منتها الیه نگاه های اهالی چشمان درمانده ام
نگاهی را به یادم می آورد
حرفهایی که درونش جا خوش کرده است
با یک صدای نرم و مداوم
افکار تاریکم را رنگ می دهد
تورا می یابم
نگاهت که میکنم
جشمانم بسته می شود
نغمه پرندگان را می شنوم از صدایت
جشمم را باز می کنم
وقت رفتن است
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تبلیغات
